experientialist
به همرسانی
/ ek-ˌspir-ē-ˈen(t)-shə-ˌlist /
noun
تجربهگرا
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اِسبَرزگرا
\ es.barz.garâ \
اسم
ساختواژه
اِسبَرز
+
ــگرا
بروید به: experience .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
او بهعنوان یک اِسبَرزگرا (تجربهگرا) باور دارد که شناخت از تجربهٔ زیسته آغاز میشود.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه