experiencing
به همرسانی
/ ik-ˈspir-ē-ən(t)s-iŋ /
noun
تجربه کردن
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اِسبَرزِش
\ es.barz.eš \
اسم
ساختواژه
اِسبَرز
+
ــِـش
بروید به: experience .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
او میگفت که اِسبَرزِشِ (تجربهکردنِ) همهچیز در زندگی نه برای آدمی میسر است و نه به صلاحِ او.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه