stipulated
به همرسانی
/ ˈsti-pyə-ˌlā-təd /
adjective
شرطشده، مقرر، تعیینشده
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اَرَسته
\ ar.as.t.e \
صفت
ساختواژه
اَرَست
+
ــِـه
بروید به: stipulate .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
مهلتِ اَرَسته (شرطشده، مقرر) گذشته است؟
پرداختها باید در زمانِ اَرَسته (مقرر) انجام شوند.
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه