pumpable
به همرسانی
/ ˈpəmp-əbəl /
adjective
قابلِ پمپ کردن
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اَپراندنی
\ ap.rân.d.an.i \
صفت
ساختواژه
اَپراند
+
ــَـنی
بروید به: pump .
نکته
اَپرانشُو
\ ap.rân.šow \
صفت
ساختواژه
اَپران
+
ــشُو
بروید به: pump .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
این مخلوط در دماهای پایین همچنان اَپراندنی (قابلِ پمپاژ) بود.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه