alkalescent
به همرسانی
/ ˌal-kə-ˈles-ᵊnt /
adjective
قلیامند، قلیادار
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
آهیلمند
\ 'âh.il.mand \
صفت
ساختواژه
آهیل
+
ــمند
بروید به: alkalize .
نکته
آهیلدار
\ 'âh.il.dâr \
صفت
ساختواژه
آهیل
+
ــدار
بروید به: alkalize .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
در ایرلند، مردم برگِ درختِ تُرشَک را با ماهی و غذاهای آهیلدارِ (قلیادارِ) دیگر میخورند.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه