قلیایی (ph≻7) کردنِ چیزی؛
بازی ساختنِ یک محلول؛
قلیایی شدن؛
به قلیا (باز) آلودن
آه (ستاکِ برساخته از ریشهٔ اوستاییِ -ātria به معنای «خاکستر») + ــیل (پسوندِ اسمساز —> بسنجید با: «غربیل، بندیل») + ــیدن (نشانهٔ مصدر)
۱ـ برای نپارشِ (برساختِ) این فعل از الگوی عربی قَلیا (راهیافته به زبانهای اروپایی بهشکلِ alkali) بهره جستهایم. معنای ریشهٔ واژهٔ قلیا «خاکستر» است، که خاصیتِ بازی (قلیایی) و سوزانندگیِ شدید (ph=۱۰-۱۲) دارد.
۲ـ این فعل را با همین دیسه میتوان از ریشهٔ نیاایرانیِ -āhaka (ریشهٔ واژهٔ "آهک" در فارسی، که خاصیتِ قلیاییِ شدید دارد.) نیز بهدست آورد. (بروید به حسندوست، درآیهٔ آهک.)