Logo

vaporish

Spider Icon
/ ˈvā-p(ə-)rish /
adjective

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

وَشم‌وار
\ vašm.vâr \
صفت
ساخت‌واژه
نکته
وَشم‌گون
\ vašm.gun \
صفت
ساخت‌واژه
نکته
وَشم‌دیس
\ vašm.dis \
صفت
ساخت‌واژه
نکته
وَشم‌زده
\ vašm.zad.e \
صفت
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • او چشمنش را گشود؛ دید که چند تن‌وارهٔ وشم‌گون (بخارگون، مِه‌گون) به دورِ او حلقه زده‌اند؛ سپس موج‌وار پیش آمدند و او را به‌آرامی در آغوش گرفتند.
۲.

دیدگاه‌ها