Logo

capturer

Spider Icon
/ ˈkap-chər-ər // -shər /
noun

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

آفارگر
\ 'âf.âr.gar \
اسم ، صفت
ساخت‌واژه
نکته
آفارِش‌گر
\ 'âf.âr.eš.gar \
اسم ، صفت
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • آن پیرزن آن‌قدر نق زده و ناسزا گفته بود که آفارگر (اسیرکننده) بی‌حوصله شده، و او را با اردنگی از ساختمان بیرون رانده بود.
  • پزشک با یک آفارگر (کپچرر، نوعی درمان‌افزار) لخته‌های خون را از سرخرگِ قلبِ بیمار بیرون کشید.
۳.

دیدگاه‌ها