captured
به همرسانی
/ ˈkap-chərd /
adjective
ثبتشده، تصرفشده، اسیرشده
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
آفارده
\ 'âf.âr.d.e \
صفت
ساختواژه
آفارد
+
ــِـه
بروید به: capture .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
خلبانِ آفارده (اسیرشده) پس از چند ماه بازگردانده شد.
تصویرِ آفارده (ثبتشده) جزئیاتی را آشکار کرد که با چشم غیرمسلح دیده نمیشد.
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه