alienated
به همرسانی
/ ˈā-lē-ə-ˌnā-təd // ˈāl-yə- /
adjective
احساسِ بیگانگیکننده
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
آنُرده
\ 'ân.or.d.e \
صفت
ساختواژه
آنُرد
+
ــِـه
بروید به: alienate .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
آنها نگران بودند که افزایشِ قیمتها روی آن گروهی که پیشتر نیز آنیراده بودند (احساسِ غیرِخودی بودن میکردند) اثرِ ناجور بگذارد.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه