نوواژه(ها)ی پیشنهادی
ناآمُشته
\ nâ.'â.moš.t.e \
فعل (گذرا)
ساختواژه
نا +
آمُشت +
ــِـهبروید به: mute .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
- نیمهشب بود؛ دستم خورد به دکمهٔ ویدئویِ ناآمُشته (با صدایِ وصل \ فعال) و پخش کرد آنچه را که نباید؛ و ناگهان صدای پدرم را شنیدم که فحشبارانم میکرد.
- میکروفونِ ناآمُشته (از حالتِ بیصدا خارجشده) همهٔ صداهای اتاق را ضبط کرد.