Logo

on mute

Spider Icon
adverb

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

آمُشته
\ 'â.moš.t.e \
صفت، قید
ساخت‌واژه
نکته
آمُشین
\ 'â.moš.in \
صفت، قید
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • یک ساعت بود که تلویزیون آمُشان (در حالتِ بی‌صدا) بود و ما همچنان صحبت می‌کردیم.
۲.

دیدگاه‌ها