misorient
به همرسانی
/ ˌmis-ˈȯr-ē-ˌent /
verb (T)
بدجهتکردن، دچارِ سردرگمیِ فضایی کردن، گمراه کردن از دیدِ جهتیابی
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
کژآرونیدن
\ kaž.'â.run.id.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
کژ
+
آرونیدن
بروید به: orientate .
نکته
صرف فعل
دژآرونیدن
\ dož.'â.run.id.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
دُژ
+
آرونیدن
بروید به: orientate .
نکته
صرف فعل
مثالها و کاربردهای فارسی
مهِ ناگهانی کوهنوردان را دُژآرونید (از نظرِ جهتیابی دچار سردرگمی کرد).
چرخشِ سریع میتواند خلبان را کژآرونَد (از نظرِ جهتیابی دچار اختلال کند).
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه