racewalk
به همرسانی
/ ˈrās-ˌwȯk /
verb (I)
پیادهروی با گامهای تند و پاهای خمنشده کردن، گامتاختن، گامتازیدن، گامتازی کردن
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
گامآرِستن
\ gâm.'â.res.t.an \
فعل (ناگذر)
ساختواژه
گام
+
آرِستن
بروید به: race .
نکته
گامآرِستن (گامآریسیدن)
صرف فعل
مثالها و کاربردهای فارسی
من از تنفسِ کاریِ خود بهره میگرفتم و یک ربع گاممیآرِستم ( گاممیتاختم )
من پیشتر میدویدم ولی حالا دیگر فقط میتوانم گامبِیاریسم (گامبِتازم.)
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه