racehorse
به همرسانی
/ ˈrās-ˌhȯrs /
noun
اسبِ مسابقههای سرعتی، تازااَسب
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
آریساسب
\ 'â.ris.'asb \
اسم
ساختواژه
آریس
+
اسب
بروید به: race .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
نظرِ من این بود که کارهایی را که یک اسبِ معمولی میکند نباید به یک آریساسب (اسبِ مسابقاتِ سرعتی) هم تحمیل کرد.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه