disaffiliate
به همرسانی
/ dis-ə-ˈfi-lē-ˌāt /
verb (I)
فسخِ ضمیمگی کردن؛
مستقل شدن، جدا شدن، از اتحاد کندن، از وابستگی خارج شدن، وابستگیِ خود را قطع کردن، از یک سازمان یا نهاد جدا شدن
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
واآدافتن
\ vâ.'â.daf.t.an \
فعل (گذرا و ناگذر)
ساختواژه
وا
+
آ
+
دافت
+ ــَـ
ن
بروید به: affiliate .
نکته
صرف فعل
واآدافیدن
\ vâ.'â.dâf.id.an \
فعل (گذرا و ناگذر)
ساختواژه
وا
+
آ
داف
+ ــ
یدن
بروید به: affiliate .
نکته
صرف فعل
مثالها و کاربردهای فارسی
پس از سالها، سازمانهای تندروی مذهبی از حزبِ محافظهکارِ انگلستان واآدافتند (مستقل شدند، فسخِ ضمیمگی کردند.)
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه