intending
به همرسانی
/ in-ˈten-diŋ /
adjective
قصدکننده، عازم
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
آتیننده
\ 'â.tin.and.e \
صفت
ساختواژه
آ
تین
+ ــَـ
نده
بروید به: intend .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
هنرجویانِ آتینَنده (قصدکننده) باید با کارنامه و کارتِ شناساییِ عکسدار به دفترِ دانشکده مراجعه کنند.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه