effector
به همرسانی
/ i-ˈfek-tər // -ˌtȯr /
noun
اثرگذار، اثردار
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
داژارنده
\ dâž.âr.and.e \
اسم
ساختواژه
داژا
ر
+ ــَـ
نده
بروید به: effectuate .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
پیشازآنکه آدم بفهمد ماهیچههای داژارنده (موثر، عملکننده) نسبت به هر محرّکی واکنش نشان میدهند.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه