hydrated
به همرسانی
adjective
هیدراتهشده، ترکیبشده با آب
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
آبِشته
\ 'âb.eš.t.e \
صفت
ساختواژه
آبِشت
+ ــِـ
ه
بروید به: hydrate .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
پوستِ آبِشته سالمتر و کشسانتر بهنظر میرسد.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه