disinsertion
به همرسانی
/ ˈdis-(ˌ)in-ˈsər-shən /
noun
جداشدگی؛
پارگیِ زردپی از محلِ اتصالِ آن به استخوان (پزشکی)؛
جداشدگیِ شبکیه از ناحیهٔ اورا سِراتا (پزشکی)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
واآجارِش
\ vâ.'â.jâ.(â)r.eš \
اسم
ساختواژه
وا
+
آجارِ + ــِـش
بروید به: insert .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
آسیبِ شدید باعثِ واجارشِ (جداشدگیِ) تاندون از استخوان شد.
بیمار فلَشهای ناگهانی نور و نقطههای شناور میدید. تشخیصِ پزشک واجارشِ (جداشدگیِ) شبکیه بود.
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه