reinsert
به همرسانی
/ (ˌ)rē-in-ˈsərt /
verb (T)
دوباره قرار دادن، باز درج کردن، دوباره جا دادن، دوباره جا گذاشتن
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
بازآجاردن
\ bâz.â.jâ.(â)r.d.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
باز
+
آجارد
+
ــَـن
بروید به: insert .
نکته
صرف فعل
مثالها و کاربردهای فارسی
جراح درونبین (آندوسکوپ) را در کیسهٔ صفرای بیمار بازآجارْد (دوباره قرار داد،) و تلاشی دوباره برای بیرون آوردنِ سنگ آغاز شد.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه