zigzag
به همرسانی
/ ˈzig-ˌzag /
adjective
پرپیچوخم، پیچپیچ، مارپیچ، زیگزاگ، جناغی، پیچاپیچ (راه، خط و غیره)
zigzag
/ ˈzig-ˌzag /
noun
زیگزاگ، خطِ شکسته، خطِ جناغی
zigzag
/ ˈzig-ˌzag /
verb (I)
مارپیچ رفتن، زیگزاگ رفتن، چپاندرقیچی رفتن، زیگزاگی رفتن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه