wriggle out of sth I doing sth
به همرسانی
idiom
از
زیرِ
چیزی
\
کاری
در
رفتن،
از
چیزی
\
کاری
طفره
رفتن،
از
زیرِ
بارِ
چیزی
\
کاری
شانه
خالی
کردن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه