آهنِ قراضه، آهنپاره؛
لاشهٔ کَشتی؛
لاشهٔ هواپیما؛
اتومبیلِ اسقاطی؛
آدمِ آشولاش، آدمِ دربوداغون، آدمِ علیل، آدمِ بیمار (محاوره)؛
خرابه، ویرانه؛
تصادف، سانحه (در آمریکا)
دربوداغون کردن، خردوخاکشیر کردن، لتوپار کردن؛
خراب کردن، به هم زدن، ویران کردن (نقشه و غیره)(مجازی)؛
غرق کردنِ کَشتی