نگران بودن، دلواپس بودن، ناراحت بودن، دلِ کسی شور زدن، دلهره داشتن، مشوش بودن
نگران کردن، دلواپس کردن، ناراحت کردن؛
اذیت کردن، آزار دادن، مزاحمِ … شدن، به ستوه آوردن؛
به جانِ … افتادن، به دندان گرفتن (در موردِ سگ)
نگرانی، تشویش؛
دغدغه، دغدغهٔ خاطر؛
دلشوره، دلواپسی؛
ناراحتی، غصه؛
مسئله، مشکل، مسئولیت؛
مایهٔ نگرانی، مایهٔ تشویشِ خاطر؛
موجبِ ناراحتی