شاغل، دارای کار، مشغول به کار؛
کارگر؛
مربوط به کار؛
کاری (هفته، روابط، ملاقات و غیره)؛
شغلی(زندگی)؛
واقعی، که کار میکند (مدل)؛
مؤثر، کارآمد؛
مقدماتی؛
کلی، عمومی؛
عملی؛
متحرک (قطعاتِ دستگاه)
معدنِ بهرهبرداریشده؛
معدنِ فعال؛
قسمتِ بهرهبرداریشدهٔ معدن؛
طرزِ کار، طرزِ عمل، نحوهٔ عمل (در جمع)