پاک کردن، تمیز کردن؛
دستمال کشیدن، کهنه کشیدن؛
(سطح، کفش و غیره)؛
خشک کردنِ ظرف، دست و غیره؛
گرفتن یا پاک کردنِ بینی؛
پاک کردنِ نوارِ کاست؛
کشیدن (پارچه، اسفنج و غیره)؛
مالیدن یا زدنِ کرِم، روغن و غیره؛
پاک کردن یا زدودنِ ماده، اشک و غیره
نظافت، تمیزکاری، عملِ پاک کردن؛
کهنهٔ تر، کهنهٔ خیس (برای نظافت)