بیانگرِ وقوعِ فعل در آینده، در فارسی گاه معادلِ فعلِ کمکیِ خواستن و یا بدونِ معادلِ دقیق:
Next year will be the centenary of the firm.
سالِ آینده صدمین سالِ تأسیسِ این شرکت است.
?How long will you be staying in Paris
چه مدتی در پاریس خواهی ماند \ میمانی؟
.Fred said he would soon be leaving
فِرد گفت که بزودی خواهد رفت \ میرود.
بیانگرِ پیشبینیِ وقوعِ فعل در زمانِ حال، بدونِ معادلِ خاصی در فارسی:
.They will be home by this time
دیگر حالا باید به خانه رسیده باشند. دیگر حالا در خانه هستند.
بیانگرِ تمایل و آمادگیِ انجامِ کار، معادلِ حاضر بودن و آماده بودن در فارسی:
.He will take you home_you only have to ask
حاضر است تو را تا خانه برساند، کافی است که از او بخواهی.
.We wont lend you any more money
دیگر حاضر نیستیم پولی به تو قرض بدهیم.
.We said we would keep them
گفتیم که حاضریم نگهشان بداریم.
بیانگرِ تقاضا، معادلِ ممکن بودن، امکان داشتن و شدن:
?Will you please come in
ممکن است \ امکان دارد \ میشود لطفاً بیایید تو؟
.I asked him if he wouldn’t mind calling later
از او خواهش کردم که اگر زحمتش نیست بعداً تلفن کند.
بیانگرِ دستور، بدونِ معادلِ خاصی در فارسی:
.You will carry out these instructions and report back this afternoon
این دستورات را اجرا کنید و خبرش را بعدازظهر به من بدهید.
بیانگرِ حقایقِ کلی، بدونِ معادلِ خاصی در فارسی:
.Oil will float on water
نفت روی آب میماند.
بیانگرِ عادت، معادلِ عادت داشتن و معمولاً در فارسی:
.He would spend hours in the bathroom or on the telephone
معمولاً ساعتها یا توی حمام بود یا پای تلفن. عادت داشت که ساعتها توی حمام بماند یا پای تلفن.
بیانگرِ اصرار، معادلِ اصرار داشتن در فارسی:
.he would keep telling those dreadful stories
اصرار داشت که آن داستانهای وحشتناک را تکرار کند.
دوست داشتن، خواستن، دلِ کسی خواستن
اراده کردن، خواستن