وحشی، غیراهلی، اهلینشده (حیوان)؛
وحشی، خودرو، جنگلی، بیابانی، صحرایی، کوهی (گیاه)؛
وحشی، بیتمدن (انسان، قبیله)؛
بایر، موات، برهوت (زمین)؛
دستنخورده، بیآبوعلف، سترون (زمین)
نامسکون، خالی از سکنه (سرزمین)؛
توفانی، ناآرام (روز، شب)؛
تند، شدید، سخت (باد و غیره)؛
بیدرودربند، شلوغ، بیدروپیکر، عنانگسیخته، مهارنشده، بینظم، درهموبرهم، بیبندوبار (زندگی)؛
شدید (آشوب، بینظمی)؛
لجامگسیخته (تخیل)؛
دیوانهوار (خنده، خوشحالی)؛
هیجانزده، پریشان، آشفته (نگاه)؛
بیاختیار (شخص)؛
بیهدف، بینقشه (تصمیم و غیره)؛
احمقانه، نامعقول، غیرمنطقی (تصمیم و غیره)؛
نسنجیده، حسابنشده، اللهبختکی (حدس و غیره)
محیطِ طبیعی، محیطِ وحش، دنیای وحش؛
وحش (در ترکیب)؛
وحوش (در جمع)؛
مناطقِ دورافتاده (در جمع)؛
آن سرِ دنیا (به تحقیر)