خام، سادهلوح، بیتجربه، ناپخته؛
که چشمانش از تعجب گرد شده است؛
که چشمانِ آدم را گرد میکند (حیرت)؛
با چشمانِ از حدقه بیرون آمده، با چشمانِ گردشده
خام، سادهلوح، بیتجربه، ناپخته؛
که چشمانش از تعجب گرد شده است؛
که چشمانِ آدم را گرد میکند (حیرت)؛
با چشمانِ از حدقه بیرون آمده، با چشمانِ گردشده