شلاق، تازیانه؛
ناظمِ پارلمانی (در بریتانیا و آمریکا، مأمورِ هماهنگ ساختنِ آراءِ نمایندگانِ یک حزب در مجلس)
دستورالعملِ پارلمانی (در بریتانیا و آمریکا، توصیهٔ ناظمِ پارلمانی به نمایندگانِ یک حزب)؛
سگدار، تولهدار، مسئولِ تولهها، مسئولِ سگها (شکار، شخص)؛
کِرِم (دسر)
شلاق زدن به، تازیانه زدن به؛
زدن، به هم زدن، هم زدن (تخممرغ، خامه و غیره)؛
دزدیدن، کش رفتن، بلند کردن، زدن (در بریتانیا، محاوره)؛
سردوزی کردن (خیاطی)؛
سرِ … را بستن (طناب، نخ)
تندی رفتن، پریدن، دویدن