سینهٔ … خسخس کردن (شخص)؛
قِژقِژ کردنِ دستگاه
با نفستنگی گفتن، خسخسکنان گفتن
صدای خسخس؛
کلک، حقه، نقشه، فکرِ خوب (محاوره)