علف، علفِ هرز؛
خزه (روی برکه و استخر)؛
آدمِ لاغرمردنی، آدمِ ریغماسی، ریغو (محاوره، به تحقیر)؛
آدمِ شُل، آدمِ ضعیف (محاوره، به تحقیر)؛
سیگار، دود (محاوره، به شوخی)؛
ماریجوانا (محاوره)
علف کشیدن، وجین کردن
علفِ … را کشیدن، وجین کردن