ضعیف (شخص، اندام، بنا، استدلال و غیره)؛
کمسو، ضعیف (چشم، دید)؛
ضعیف، سُست، سُستعنصر، ضعیفالنفس (شخص)؛
ضعیف (صدا، نور)؛
کمرنگ، کمجان (لبخند)؛
کمزور، کمرمق (آفتاب)؛
ناتوان، ضعیف (حکومت، رهبر، گروه)؛
ضعیف، متزلزل، بیثبات (اقتصاد، ارز)
رقیق (مایعات)؛
کمرنگ (چای)؛
باقاعده، ضعیف (فعل)(دستورِ زبان)