آب؛
آبها، دریاها (در جمع)؛
کِشند، جزرومد؛
رود؛
دریاچه؛
دریا
آب دادن یا آب پاشیدن روی گیاه، باغچه و غیره؛
آب دادن به حیوان؛
آب قاطیِ … کردن، آب ریختن در (نوشیدنی)؛
جاری بودن در، آبیاری کردن، سیراب کردن، آب رساندن به (در موردِ رود)
از … آب آمدن، اشک از … جاری شدن (چشم)؛
آب افتادنِ دهان