ملاقات کردن با، دیدن؛
به دیدنِ … رفتن؛
به دیدنِ … آمدن؛
سری زدن به؛
(شخص)؛
پیشِ … رفتن؛
پیشِ … آمدن (وکیل، پزشک و غیره)؛
بازدید کردن از، بازیدد به عمل آوردن از، سرکشی کردن به؛
رفتن به (محل)؛
آمدن به؛
سفری کردن به؛
دیداری کردن از، سری زدن به، دیداری به عمل آوردن؛
عیادت کردن از، عیادت به عمل آوردن از
گردش کردن؛
تماشا کردن؛
بریا دیدن آمدن، برای تماشا آمدن؛
سفر کردن؛
برای بازدید آمدن؛
برای بازدید رفتن
دیدار، ملاقات، دیدن؛
سفر، مسافرت؛
گردش؛
بازدید، سرکشی؛
گپ، گفتگو (در آمریکا، محاوره)