دامپزشک (محاوره)
معاینه کردن، معالجه کردن (حیوان)
دامپزشکی کردن، دامپزشک بودن
دربارهٔ … تحقیق کردن، گذشتهٔ … را بررسی کردن، صلاحیتِ … را بررسی کردن (شخص)؛
بررسی کردن، موردِ رسیدگی قرار دادن (سابقه و غیره)