Logo

vaporize

Spider Icon
/ ˈvā-pə-ˌrīz /
verb (T)

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

وَشماییدن
\ vašm.â.yid.an \
فعل (گذرا و ناگذر)
ساخت‌واژه
نکته
وَشمادن
\ vašm.â.d.an \
فعل (گذرا و ناگذر)
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • جراح گاهی ناچار است که رگ‌های کوچک‌ترِ خون‌ریزنده را با لیزر بِوَشماید (بخار کند، از بین‌ببرد.)
  • شهاب‌سنگی که دیشب به کوهِ روبرو برخورد کرد بلافاصله وَشماد (بخار شد.)
۳.

دیدگاه‌ها