swish
به همرسانی
/ ˈswish /
verb (I)
غژغژ کردن، سوت زدن، صفیر زدن؛
غژغژکنان رفتن، غژّی رفتن، فشفشکنان گذشتن، فشّی عبور کردن
swish
/ ˈswish /
verb (T)
غژّی چرخاندن، با صدا جنباندن، فشّی تکان دادن
swish
/ ˈswish /
noun
صدای فشفش، غژغژ، وژوژ، صدای غژغژ
swish
/ ˈswish /
adjective
شیک، کلاسبالا، سطحِ بالا (در بریتانیا، محاوره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه