swirl
به همرسانی
/ ˈswər(-ə)l /
verb (I)
چرخیدن، چرخ خوردن، به چرخش درآمدن، دورِ خود چرخیدن، پیچ و تاب خوردن (رود، دریا، خاک و غیره)؛
به اطراف پاشیدن (آب)
swirl
/ ˈswər(-ə)l /
verb (T)
چرخاندن، چرخ دادن، چرخی دادن به، به چرخش درآوردن، پیچوتاب دادن به؛
به اطراف پاشاندن (آب)
swirl
/ ˈswər(-ə)l /
noun
چرخ، چرخش؛
پیچ؛
پیچوتاب؛
گرداب (در رود یا دریا)؛
گردباد (در هوا)؛
حلقه، پیچ (خامه، بستنی و غیره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه