swim
به همرسانی
/ ˈswim /
verb (I)
شنا کردن؛
غرق در آب بودن، در آب غوطهور بودن؛
پر از اشک بودن، در اشک غوطه ور بودن (چشم)؛
به نظر رسیدن که میچرخد، دورِ سرِ آدم چرخیدن (اشیا)؛
گیج رفتن (سر، مغز)
swim
/ ˈswim /
verb (T)
شنای ... کردن؛
شنا کردن در، با شنا طی کردن، با شنا گذشتن از؛
شنا کردن؛
با شنا ردّ کردن، با شنا عبور دادن، با شنا گذراندن، از آب گذراندن (حیوان)؛
شنا
swim
/ ˈswim /
noun
شنا
دیدگاهها
ثبت دیدگاه