قورت دادن، فرو دادن، بلعیدن، فرو بردن (غذا، آب و غیره)؛
به روی خود نیاوردن، به روی مبارکِ خود نیاوردن، زیر سبیلی درکردن، تحمل کردن (محاوره)؛
زود باور کردن، دربست پذیرفتن، راحت قبول کردن (محاوره)؛
در خود فرو خوردن، فرو بلعیدن؛
در خود مستحیل کردن، در خود جذب کردن (مجازی)؛
به کلی از بین بردن، درسته بلعیدن (پول، منابع)؛
فرو خوردن، در خود نگه داشتن، بروز ندادن (خشم، احساسات)