تحمل کردن، تاب آوردن در برابرِ، تابِ ... را داشتن، نگه داشتن، طاقتِ ... را آوردن (رسمی)؛
زنده نگه داشتن؛
تداوم بخشیدن، حفظ کردن (حیات)؛
ادامه دادن، دنبال کردن، استمرار بخشیدن به (کوشش و غیره)؛
متحملِ ... شدن، در معرضِ ... قرار گرفتن (ناراحتی، شکست و غیره)(رسمی)؛
وارد دانستن، صحه گذاشتن بر، تایید کردن، بجا دانستن، حق دادن به (ادعا و غیره)(حقوق)