survive
به همرسانی
/ sər-ˈvīv /
verb (I)
زنده ماندن، جان به در بردن، جانِ سالم به در بردن؛
به زحمت گذران کردن، نفسی کشیدن (مجازی)؛
برجا ماندن، باقی ماندن (سنت، آداب و رسوم و غیره)
survive
/ sər-ˈvīv /
verb (T)
نجات یافتن از، جستن از، جانِ سالم به در بردن از، جان به در بردن از، از سر گذراندن، قسر دررفتن از؛
مصون ماندن از (ساختمان و غیره)؛
بیشتر از ... عمر کردن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه