surface
به همرسانی
/ ˈsər-fəs /
noun
سطح؛
رویه؛
رو؛
وجه، سطح، رو، پهلو؛
سطحِ آب، روی آب؛
ظاهر (مجازی)
surface
/ ˈsər-fəs /
adjective
سطحی، رویی؛
ظاهری؛
روی آبی؛
روی زمینی
surface
/ ˈsər-fəs /
verb (T)
روکش کردن
surface
/ ˈsər-fəs /
verb (I)
روی آب آمدن، به سطح آمدن؛
ظاهر شدن، سر و کلۀ کسی پیدا شدن، کسی \ چیزی پیدایش شدن (محاوره)؛
بیدار شدن (محاوره)؛
به هوش آمدن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه