وارونه کردن، چپه کردن، واژگون کردن، برگرداندن؛
ریختن یا پاشیدنِ مایعات؛
به هم زدن، مختل کردن، خراب کردن، در هم ریختن؛
ناراحت کردن، دلخور کردن، نگران کردن، آشفته کردن، مضطرب کردن؛
حالِ ... را خراب کردن؛
دلآشوبه انداختن، دلِ ... را به هم زدن، دچارِ حالت تهوع کردن (شخص)؛
به هم زدن یا دچارِ اختلال کردنِ شکم و مزاج