حمل کردن، نگه داشتن، کشیدن، بر دوش کشیدن؛
تابِ ... را داشتن، تحمل کردن؛
حمایت کردن از، پشتیبانی کردن از، کمک کردن به، یاری رساندن به؛
طرفدارِ ... بودن، حامیِ ... بودن، از ... جانبداری کردن، از ... طرفداری کردن؛
تأیید کردن، موردِ تأیید قرار دادن، مؤیدِ ... بودن، ثابت کردن، اثبات کردن؛
امکاناتِ مادی در اختیارِ ... گذاشتن، کمک مالی کردن به، تأمین کردن، نان رساندن به؛
امکاناتِ زندگی فراهم کردن برای، آذوقه فراهم کردن برای، نان دادن به؛
پولِ ... را فراهم کردن، تأمین کردن