stump
به همرسانی
/ ˈstəmp /
noun
کُنده درخت، بیخ؛
ته، تهمانده (مداد، سیگار و غیره)؛
قسمتِ باقیمانده (دست و پای قطع شده)؛
میله (کریکت)
stump
/ ˈstəmp /
verb (I)
گروپگروپ راه رفتن، تاپتاپ حرکت کردن
stump
/ ˈstəmp /
verb (T)
خیلی مشکل بودن برای، گیج کردن، به ستوه آوردن، عاجز کردن (محاوره)؛
برای سخنرانیِ انتخاباتی دورِ ... راه افتادن (در آمریکا)؛
سوزاندن (کریکت)(توپزن)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه