study
به همرسانی
noun
مطالعه، کتابخوانی، کتاب خواندن (نیز در جمع، studies)؛
تحقیق، پژوهش، بررسی؛
اتاقِ مطالعه، کتابخانه؛
اتود، تمرین (نقاشی، موسیقی)؛
چیزِ دیدنی، چیزِ درخورِ تأمّل
study
/ ˈstə-dē /
verb (I)
study
/ ˈstə-dē /
verb (T)
خواندن (کتاب، درس و غیره)؛
درسِ ... را خواندن؛
بررسی کردن، مطالعه کردن، مداقّه کردن در، تحقیق کردن روی، پژوهش کردن در موردِ؛
مرور کردن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه