stud
به همرسانی
/ ˈstəd /
noun
دکمه سردست؛
سنجاقِ کراوات؛
گوشواره میخی؛
گلمیخ، قپه (روی دروازه و غیره)؛
گل، گلمیخ (تهِ کفش)
stud
/ ˈstəd /
verb (T)
با گلمیخ تزیین کردن، گلمیخکاری کردن؛
جواهرنشان کردن، مرصع کردن
stud
/ ˈstəd /
noun
اسبهای تخمکشی؛
اسبپروری، پرورشِ اسب؛
مردِ شهوتی، آدمِ بکن، آدمِ حشری (عامیانه)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه